تحولات منطقه

برگزاری مراسم چهلم سراسری جانباختگان حوادث دی‌ماه، با وجود همه حرف و حدیث‌هایی که پشت سرش مطرح شد، به هرحال نشانه‌ای از همدردی با داغدیدگان و بلکه با مردم ایران است.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

برگزاری مراسم چهلم سراسری جانباختگان حوادث دی‌ماه، با وجود همه حرف و حدیث‌هایی که پشت سرش مطرح شد، به هرحال نشانه‌ای از همدردی با داغدیدگان و بلکه با مردم ایران است.
اما یادمان نرود که برای حال و روز امروز مردم و مرهم گذاشتن بر داغ تازه گذشته، فقط همین همدردی کافی نیست. درواقع، تلاش برای عبور از مرحله اندوه جمعی اگرچه ضروری اما کافی نیست و مسئولان باید حواسشان باشد که با برگزاری مراسم چهلم، ماجرا تمام نمی‌شود و ما در ادامه مسیر به همراهی با مردم نیاز داریم. همچنین این را هم نباید فراموش کنیم که شیوه تعامل با نسل امروز، سیاست‌گذاری، سیاست‌ورزی و مدیریتی که طی این سال‌ها به کار گرفته‌ایم تا کشور را اداره و مردم را در صحنه نگه داریم، قطعاً در سال‌های آینده جواب نخواهد داد.

بی‌تعارف

شکی نیست که پس از مرهم گذاشتن بر زخم‌های روحی جامعه، برای همراهی بیشتر با مردم، بررسی اتفاقات دی‌ماه امسال باید عمیق، اساسی و علمی باشد. مسئولان برای این مهم به «واقع‌بینی» نیاز دارند. یعنی نگاهی که بروز رخدادهای غمباری مثل دی‌ماه امسال را فقط به گردن مشکلات اقتصادی، معیشتی و اجتماعی نیندازد. این قبیل مشکلات از نخستین روزهای انقلاب همراه و بلکه همزاد مردم و جامعه بوده و هر ساله هم به دلایل متعدد، توسعه یافته و شدت گرفته‌اند. از سوی دیگر نفوذ و دخالت دشمن در مانع و مشکل‌تراشی برای کشورمان هم تقریباً همیشه وجود داشته است، پس نمی‌شود در تبیین آنچه دی‌ماه امسال رخ داد و برای توجیه یا آرام کردن مردم، فقط تکرار مکررات کرد و بر طبل همین دو موضوع کوبید. «تابناک» در مطلبی با عنوان «خطای بزرگ درباره حوادث دی‌ماه؛ چله اشتباهات» بر همین نکته تأکید کرده و می‌نویسد: «آن تعارف‌های همیشگی و آن سیاست‌ورزی‌های کلیشه‌ای، امروز کارساز نیست. لطفاً این بار از نفوذ و خارجی‌ها کمتر سخن بگویید و کمی متفاوت به ماجرا نگاه کنیم... دست‌اندرکاران محترم کشور! علاوه بر انواع مشکلات اقتصادی و معیشتی و اجتماعی، که جرقه‌های بروز و ظهور حوادثی همانند حادثه اخیر هستند، یک اتفاق مهم در طول این سال‌ها در حال رخ دادن است که همچنان ترجیح می‌دهید آن را نبینید؛ شما با مخاطبی روبه‌رو هستید که نه‌تنها او را نمی‌شناسید، بلکه اساساً نمی‌دانید که او در جهانی به کلی متفاوت زندگی می‌کند...».
درواقع «تابناک» تأثیر عوامل خارجی، دشمن، جاسوس‌ها و... را در حوادث اخیر رد نمی‌کند، اما تأکید دارد اگر واقع‌بینانه نگاه کنیم، عامل اصلی بحران؛ بی‌تدبیری‌های مدیریتی در حل مسائل، مسئله‌سازی‌های مدام برای مردم و کشور و فساد و اختلاس است. در دلِ این بی‌تدبیری، عامل «عدم شناخت» نسل امروز و فقدان «گفت‌وگو» با آن‌ها هم نمایان است. وقتی ما نسل دیروزی‌ها که داعیه اداره جامعه را داریم، در جناح‌بندی‌های حزبی و گروهی و... حتی گفت‌وگو با خودمان را بلد نیستیم، چطور می‌توانیم با نسل امروز (که چه بسا افکار و ایده‌هایش را قبول نداریم) حرف بزنیم و توجیه‌شان کنیم؟

نسل سخت‌اقناع‌

تابناک اضافه می‌کند: «این نسل جدید، نسلی است سخت‌اقناع، نه گروه‌های سرود و مراسم پرورشی قدیم، نه برنامه‌های نمادینی چون مجلس دانش‌آموزی یا مشاوران جوان، دلشان را نمی‌رباید. آن‌ها از بسیاری از خط ‌قرمزهای ذهنیِ ما گذشته‌اند و جلوتر ایستاده‌اند».
درواقع اوضاع جوری است که اگر بیانیه‌ای سیاسی صادر می‌کنیم، فقط سیاستمدارانمان درباره‌اش حرف می‌زنند و ممکن است نسل امروز اصلاً به آن وقعی نگذارد. شاید انبوه گرفتاری‌های سیاسی و اقتصادی سبب شده فرصت نکنیم تا نسل امروز و افکارشان را بشناسیم. وقتی می‌گوییم نسل امروز، منظور فقط فرزندان و نوه‌های سیاستمداران و مسئولان امروزی نیستند که احتمالاً در فضا و خانه‌های محافظت شده بزرگ شده‌اند؛ انبوه جوانان کوچه، خیابان، کافه و... را هم باید دید و به حساب آورد. نسل نو، در دنیای دیجیتال نفس کشیده و رشد کرده‌اند، دنیایی که ممکن است برای خیلی از مسئولان و برنامه‌ریزان ما هنوز عجیب و ترسناک به نظر برسد!
برای خیلی از هم‌نسلان ما یک قصه‌ مادربزرگ کافی بود که تا پایان عمر، مذهبی بمانیم؛ ولی نسل امروز با یک قصه قانع نمی‌شود. البته نسل بی‌احساسی هم نیست اما منطقی است و پیش از همه چیز به عقل تکیه دارد و نه به عادت‌ها و یا احساسات. ما اگر جوانان و نوجوانانمان را نمی‌شناسیم بیشتر به این خاطر است که وقتی را صرف شنیدن حرف‌های آن‌ها و گپ‌وگفت نکرده‌ایم.

می‌شود امیدوار بود

«تابناک» می‌نویسد: «چه بخواهیم و چه نخواهیم به‌زودی باید جامعه را تحویل همین نسل بدهیم». نسلی که خیلی چیزها را می‌داند، به وجود «رازمگو» اعتقادی ندارد و دوست ندارد ما با حرف درمانی و نصیحت، کنترل و مدیریتش کنیم. نسلی که اگر ما واقعیت چیزی را با هزار دلیل و مصلحت و... به او نگوییم، خودش می‌تواند آن را در گوگل جست‌وجو و پیدا کند. نتایج گوگل را هم که ما و سیاست‌ها و احتیاط هایمان نمی‌نویسیم!
خب... حالا و با این تفاسیر، در مواجهه با نوجوانان و جوانان امروز و نقششان در رخدادهای اخیر چه باید کرد؟ دست‌ها را به علامت تسلیم در مقابلشان بالا ببریم؟ طبیعتاً نه، اما واقع‌بینی که ابتدای مطلب درباره‌اش حرف زدیم اقتضا می‌کند نگاهمان را به این نسل عوض کنیم. باور کنیم این نسل به مرور دارد روی سرنوشت، آینده، سیاست‌ورزی و حکمرانی ما تأثیر می‌گذارد. اگر می‌خواهیم در یک رابطه متقابل ما نیز بر این نسل و افکار و اعمالش تأثیر مثبت بگذاریم، باید ضمن شناخت بیشتر آن، جهان فکری خودمان را تغییر داده و وسعت ببخشیم. در این صورت می‌توان امیدوار بود حرف یکدیگر را بفهمیم و بر هم تأثیر بگذاریم.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha